سونو 28
الان که دارم اینارو می نویسم شماها هی دارید تکون می خورید چهارشنبه که رفتیم سونو دخترمون سر و ته بود و پاهاش به سمت کله داداشی مسعود میگه فکر کنم دنیا اومد ماهم باید سرو ته بغلش کنیم چون عادت کرده آقای داداشی ولی کله ش بالاست و در وضعیت بریج قرار دارند یعنی همون چمبالک خودمون طفلی ها فکر کنم گشنه ان هی تکون میخورن ماهی گذاشته مسعود من ماه رمضون که شده خودم تنهایی شام میخورم مسعود سحری می خوره منم بیدار نمیشم افطار هم نمی خورم وعده مشترکمون میوه ای هست که آخر شب گاها باهم بخوریم البته به غیر شب هایی که مهمون هستیم جدیئا خیلی باحال شدم من ، منظورم از باحال خوشحال و خجسته و شاد می باشد از جمله موارد باحال...
نویسنده :
مامان
23:24



